درگیریهای درون جنبش راستافراطی MAGA توجه زیادی از رسانههای بزرگ را به خود جلب کرده است.
در حالی که الکس جونز از Infowars، تاکر کارلسون مجری سابق فاکس نیوز و مارجوری تیلور گرین نماینده سابق کنگره آمریکا (جمهوریخواه-جورجیا) مخالفت شدید خود را با جنگ ترامپ علیه ایران ابراز میکنند، لورا لومر نظریهپرداز توطئه MAGA به شدت از جنگ دفاع میکند و مخالفان آن را مورد حمله قرار میدهد. در همین حال، در یک درگیری دیگر MAGA، کندیس اونز پادکستر بدون ارائه مدرک ادعا میکند که اریکا کرک از Turning Point USA به نحوی در تیراندازی مرگبار به همسر فقید خود چارلی کرک دخیل بوده است. و در حالی که برخی از جمهوریخواهان MAGA از اریکا کرک دفاع میکنند، دیگران از اونز دفاع میکنند.
اما چانسی دیوگا از سالون در مقالهای که در 16 آوریل منتشر شد، استدلال میکند که «روایت جنگ داخلی MAGA» میزان قدرتی را که رئیسجمهور دونالد ترامپ هنوز در حزب جمهوریخواه دارد، نادیده میگیرد.
دیوگا توضیح میدهد: «در نهایت، آنچه یک اینفلوئنسر مشخص درباره ترامپ و ایران یا مسائل دیگر احساس و باور میکند، فقط به ما میگوید که آنها چه فکر میکنند، و نه لزوماً آنچه دنبالکنندگان و مخاطبان آنها انجام میدهند. بسیاری به روایت جنگ داخلی MAGA گرایش پیدا کردهاند زیرا دارای شخصیتهای جذاب، درام و تضاد روشن است، و برای آمریکاییهایی که در زمان تاریک به دنبال امید هستند، احساس خوبی به آنها میدهد. اما این اساساً با یک نتیجهگیری دقیق و مبتنی بر تجربه درباره رفتار سیاسی تودهای متفاوت است. همانطور که دومنیکو مونتانارو، سردبیر ارشد سیاسی NPR (رادیو ملی عمومی)، اخیراً توضیح داد: 'ما دیدهایم که برخی از اینفلوئنسرها در حوزه MAGA علیه جنگ صحبت کردهاند، اما این اکثریت جمهوریخواهان پایه نیست - هرگز نبوده و احتمالاً هرگز نخواهد بود.'»
دیوگا تأکید میکند که برخی از مخالفان ترامپ برخی حقایق مهم درباره نحوه عملکرد «فاشیسم» را نادیده میگیرند.
دیوگا مشاهده میکند: «سپس یک استدلال تکراری وجود دارد که به نوعی مانترا در میان برخی صداهای برجسته تبدیل شده است - مانند جیمز کارویل - که شروع به گفتن چیزهایی مانند این کردهاند: 'دونالد ترامپ قول داد دیگر جنگ خارجی نداشته باشیم!' 'حملات به ایران و ونزوئلا نشان میدهد که او یک منافق است!' 'پیروان MAGA او باید شرمنده باشند!' 'حزب جمهوریخواه به خاطر این موضوع ضرر بزرگی خواهد دید!'» این استدلال فرض میکند که یک دموکراسی سالم و کارآمد وجود دارد که سیاستمداران اعتماد و مشروعیت کسب میکنند، و سپس برای خیانت به آن پاسخگو هستند. اما ترامپیسم یک فرقه شخصیتپرستی اقتدارگرا است.»
دیوگا ادامه میدهد: «رئیسجمهور تحقیر کاملی برای دموکراسی و پاسخگویی دارد، اما افراد MAGA او و سایر حامیان از نظر روانشناختی به او و این جنبش چسبیدهاند. او بخش اصلی هویت آنها است، که به این معنی است که آنها باورهای خود را تغییر میدهند و واقعیت را تحریف میکنند تا رفتار او را توجیه کنند و ناهماهنگی شناختی را حل کنند... آنچه بسیاری از میانهروها، نهادگرایان و سایر صداهای مشابه هنوز برای درک آن تلاش میکنند این است که در فاشیسم و سایر پروژههای ضد دموکراتیک، قدرت خود را توجیه میکند. MAGA - و جنبش محافظهکار بزرگتر - شکلی از سیاست مذهبی است که توسط ایمان و اراده به جای عقل یا اصول هدایت میشود.»
دیوگا ابراز تأسف میکند که صرفنظر از آنچه جونز، کارلسون و اونز درباره جنگ ایران میگویند، «دهها میلیون آمریکایی به ترامپ اعتقاد خواهند داشت» وقتی او ادعا میکند جنگ خوب پیش میرود و «بر این اساس رأی خود را میدهند.»
روزنامهنگار سالون مشاهده میکند: «بله، ترامپ از نظر تاریخی در بین مردم آمریکا محبوبیت ندارد - اما نظرسنجیها همچنین نشان میدهند که حزب دموکرات نیز بسیار نامحبوب است. در میان مستقلان راستگرا و سایر بخشهای ائتلاف متزلزل ترامپ، خشم نسبت به رئیسجمهور لزوماً به حمایت از دموکراتها ترجمه نمیشود... آمریکاییهای طرفدار دموکراسی نمیتوانند و نباید فرض کنند که جنبش MAGA خود را نابود خواهد کرد یا تسلیم برادرکشی سیاسی خواهد شد. این آرزوپردازی است.»
دیوگا اضافه میکند: «ترامپ یک بازمانده سیاسی است که توانایی قابل توجهی در گیج کردن خرد متعارف نشان داده است. پیروان MAGA او به او وفادار هستند.»


