شرکتهای فینتک تحت رهبری زنان در سال ۲۰۲۳ مبلغ ۱.۱۹ میلیارد دلار جمعآوری کردند که تنها ۳.۴٪ از حدود ۳۵ میلیارد دلار سرمایهگذاری شده در بخش فینتک در آن سال بود، به گزارش Anthemis. در صنعتی که به خود میبالد که نهادهای مالی موجود را مختل میکند، تخصیص سرمایه خود فینتک یکی از قدیمیترین الگوهای مالی را تداوم میبخشد: زنان بخش کوچکی از سرمایهگذاری را که مردان دریافت میکنند، دریافت میکنند، صرف نظر از عملکرد.
مقیاس شکاف منابع مالی
رقم ۳.۴٪ یک مورد استثنایی نیست. این رقم با روندهای چند ساله در سرمایهگذاری خطرپذیر مطابقت دارد، جایی که شرکتهای تأسیس شده توسط زنان در تمام بخشها بین ۲٪ تا ۳٪ از کل منابع مالی را دریافت میکنند. آنچه عدد فینتک را بهویژه قابل توجه میکند، زمینه آن است. فینتک قرار است صنعتی باشد که دسترسی مالی را دموکراتیزه میکند. این صنعت محصولاتی برای جوامع کمبانک میسازد، الگوریتمهای وامدهی طراحی میکند که ادعا میکنند تعصب را کاهش میدهند، و خود را بهعنوان نیرویی برای شمول مالی بازاریابی میکند. با این حال، خط لوله منابع مالی خود آن زنان را با نرخهایی قابل مقایسه با سنتیترین بخشهای وال استریت حذف میکند.

Anthemis ۱۵۱ دور منابع مالی برای شرکتهای فینتک تحت رهبری زنان را در سال ۲۰۲۳ و سهماهه اول ۲۰۲۴ ردیابی کرد. از این تعداد، ۷۳.۵۱٪ در مرحله پیش از تأسیس، تأسیس یا تامین مالی سری آ بودند. تنها یک دور سری D ثبت شد. خط لوله در هر مرحله بعدی بهطور چشمگیری باریک میشود، به این معنی که بنیانگذاران زن با معایب ترکیبی روبرو هستند: تعداد کمتری اصلاً منابع مالی دریافت میکنند و کسانی که منابع مالی دریافت میکنند مبالغ کمتری دریافت میکنند که رسیدن به دور بعدی را سختتر میکند.
شرکتهای فینتک که صرفاً توسط زنان تأسیس شدهاند، تنها ۱۴۷ میلیون دلار در ۳۷ دور جمعآوری کردند. ۱.۰۴ میلیارد دلار باقیمانده به تیمهای جنسیتی مختلط اختصاص یافت که شامل حداقل یک بنیانگذار مرد بودند. این بدان معناست که ۸۷.۸۱٪ از سرمایه سرمایهگذاری شده در فینتکهای "تحت رهبری زنان" در واقع به تیمهایی با بنیانگذاران مرد رفت. عدد سرفصل از قبل کوچک است. عدد برای تیمهایی که فقط بنیانگذاران زن دارند، بهطور ناپدیدی کوچک است.
تمرکز جغرافیایی مشکل را تشدید میکند
شکاف منابع مالی بعد جغرافیایی دارد. ایالات متحده، اروپا و بریتانیا ۸۶.۵٪ از کل سرمایه جمعآوری شده توسط شرکتهای فینتک تحت رهبری زنان را به خود اختصاص دادند. آسیا ۵.۹۶٪ و آمریکای لاتین ۳.۹۷٪ دریافت کردند. بنیانگذاران زن فینتک در آفریقا، خاورمیانه و جنوب شرقی آسیا بهطور مؤثری برای سیستم سرمایهگذاری خطرپذیر جهانی نامرئی هستند.
این تمرکز جغرافیایی الگوی سرمایهگذاری گستردهتر فینتک را منعکس میکند. Innovate Finance گزارش داد که سرمایهگذاری جهانی فینتک در سال ۲۰۲۵ به ۵۳ میلیارد دلار در ۵,۹۱۸ معامله رسید، با ۱۰ بازار برتر که ۸۲٪ از کل سرمایه را به دست آوردند. ایالات متحده به تنهایی ۲۵.۱ میلیارد دلار را به خود اختصاص داد. وقتی استخر کلی از نظر جغرافیایی متمرکز است، زیرمجموعههای اقلیت در آن استخر با تمرکز شدیدتری روبرو میشوند.
اکوسیستم فینتک بریتانیا، با ارزش ۲۱.۴۴ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۶ و پیشبینی رسیدن به ۴۳.۹۲ میلیارد دلار تا سال ۲۰۳۱ طبق Mordor Intelligence، فعالتر از اکثر کشورها در رسیدگی به شکاف جنسیتی بوده است. برنامههایی مانند منشور زنان در امور مالی FCA و شتابدهندههایی که بهطور خاص بنیانگذاران زن را هدف قرار میدهند، شرایط بهتری ایجاد کردهاند. اما "بهتر بهطور حاشیهای" هنوز به معنای درصدهای تکرقمی از کل منابع مالی است.
چرا شکاف ادامه دارد
سه عامل ساختاری شکاف جنسیتی منابع مالی در فینتک را حفظ میکنند. اول، صنعت سرمایهگذاری خطرپذیر خود همچنان بهشدت مردانه است. تقریباً ۸۵٪ از شرکای سرمایهگذاری خطرپذیر فینتک مرد هستند. تصمیمات سرمایهگذاری تحت تأثیر تطابق الگو هستند: سرمایهگذاران بنیانگذارانی را منابع مالی میدهند که شبیه بنیانگذاران موفق قبلیای هستند که از آنها حمایت کردهاند. وقتی معیار یک بنیانگذار مرد در پرداختها یا بانکداری نئو است، بنیانگذاران زن که محصولات فینتک متمرکز بر سلامت مالی مصرفکننده یا مراقبت را ارائه میدهند، با شکاف درک ذاتی روبرو هستند.
دوم، بنیانگذاران زن تمایل دارند در مراحل اولیه سرمایه کمتری جمعآوری کنند که یک معایب ترکیبی ایجاد میکند. شرکتی که ۲ میلیون دلار در مرحله تأسیس جمعآوری میکند، مسیر کمتری، بودجه بازاریابی کمتری و استخدام کمتری نسبت به رقیبی که ۵ میلیون دلار جمعآوری کرده است، دارد. تا تامین مالی سری آ، شرکتی که سرمایه بیشتری دارد معمولاً معیارهای بهتری نشان میدهد، نه به این دلیل که کسبوکار زیربنایی بهتر است، بلکه به این دلیل که منابع بیشتری برای استقرار داشته است. نقش سرمایهگذاری خطرپذیر در فینتک بنابراین نابرابریهای مرحله اولیه را در هر دور منابع مالی بعدی تقویت میکند.
سوم، شبکهها حذف را تقویت میکنند. معرفیهای گرم کانال اصلی برای معاملات سرمایهگذاری خطرپذیر باقی میمانند. بنیانگذاران مرد دسترسی نامتناسبی به سرمایهگذاران مرد از طریق شبکههای حرفهای و اجتماعی مشترک دارند. بنیانگذاران زن بدون این ارتباطات باید به دسترسی سرد متکی باشند که با نرخهای بسیار پایینتری تبدیل میشود.
دادههای عملکرد وضعیت موجود را به چالش میکشند
شکاف مداوم منابع مالی علیرغم دادههای عملکردی وجود دارد که نشان میدهد فینتکهای تحت رهبری زنان بازده قابل مقایسه یا برتر تولید میکنند. Boston Consulting Group دریافت که شرکتهای تأسیس شده توسط زنان ۷۸ سنت درآمد به ازای هر دلار سرمایهگذاری شده تولید میکنند، در مقایسه با ۳۱ سنت برای شرکتهای تأسیس شده توسط مردان. در فینتک بهطور خاص، شرکتهای تحت رهبری زنان که در بخشهای کمخدمت فعالیت میکنند، اغلب حفظ مشتری قویتری را نشان میدهند زیرا مشکلاتی را حل میکنند که رقبای تحت سلطه مردان بهطور کامل نادیده میگیرند.
این شکاف عملکرد چیزی است که نابرابری منابع مالی را به یک ناکارآمدی بازار تبدیل میکند تا صرفاً یک نگرانی اجتماعی. تخصیصدهندگان سرمایه منطقی باید پول بیشتری را به سمت فینتکهای تحت رهبری زنان هدایت کنند، نه کمتر. این واقعیت که آنها این کار را نمیکنند نشان میدهد فرآیند تصمیمگیری تحت تأثیر عواملی است که منطق مالی را نادیده میگیرند.
چه چیزی شکاف را میبندد
بستن شکاف نیازمند تغییرات ساختاری در سطوح متعدد است. دستورات سطح صندوق که حداقل درصدی از سرمایه مستقر شده را به شرکتهای تأسیس شده توسط زنان اختصاص میدهند، میتوانند ترکیب سبد سهام را تغییر دهند. فشار LP بر مدیران صندوق برای ردیابی و گزارش معیارهای تنوع جنسیتی، مسئولیتپذیری ایجاد میکند. وسایل نقلیه اختصاصی مانند صندوقهای فینتک متمرکز بر زنان تخصص و شبکهها را متمرکز میکنند.
فرصت بازار واقعی است. بازار جهانی فینتک پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۴ به ۱.۷۶ تریلیون دلار برسد و سالانه ۱۸.۲٪ رشد کند طبق Fortune Business Insights. زنان اکثریت تصمیمات مالی خانوار را در اکثر اقتصادهای توسعهیافته اتخاذ میکنند، با این حال محصولاتی که برای آنها ساخته میشوند بخشی از سرمایه موجود را دریافت میکنند. ایجاد اقتدار در بازارهای فینتک نیازمند خدمت به بخشهای کمخدمت است و محصولات مالی متمرکز بر زنان همچنان بهشدت کمخدمت هستند.
رقم ۳.۴٪ فقط یک موضوع عدالت نیست. این یک مشکل کارایی بازار است. جریان سرمایه به انواع یکسان بنیانگذاران که انواع یکسان محصولات را در همان مناطق جغرافیایی میسازند، بخشهای عظیمی از تقاضا را بدون رسیدگی باقی میگذارد. ادعای فینتک برای رهبری نوآوری مالی تا زمانی که بازارهای سرمایه خود آن تنوعی را که به مشتریان خود وعده میدهد منعکس نکند، توخالی به نظر میرسد. صنعتی به ارزش ۱.۷۶ تریلیون دلار که عمدتاً توسط و برای یک جمعیتشناسی ساخته شده است، درآمد قابل توجهی را روی میز باقی میگذارد. نقش سرمایهگذاری خطرپذیر در رشد فینتک تنها زمانی به پتانسیل کامل خود میرسد که سرمایه خود بدون تعصبات ساختاری که ۳.۴٪ را برای مدت طولانی روی صفحه نگه داشتهاند، تخصیص داده شود.








